کتابخانۀ صدرالدين قونوی
اگر چه کار جناب آقای مکارم ارزشمند است اما چند نکتهای به نظرم لازم به تذکر است:
اشکالاتی در مقدمه و تعليقات وجود دارد که يقنا سهو در نگارش يا ويرايش اثر منشأ آن شده است مثلا معرفی عبدالرحمن جامی به عنوان شاگرد قونوی و يا معرفی شيخ فخرالدين عراقی با عنوان «شاعر و نويسنده» و يا ذکر کتاب «وصايای سلوکی و دستورالعملهای عرفانی» و «رساله در تصفيه و سلوک» در بين کتابهای قطعی قونوی، بگذريم که برخی ديگر از آثاری که در ليست کتابهای قطعی قونوی ذکر شده اگر قطعا از او نباشد يقينا انتسابشان به او مشکوک است همچون مطالع ايمان و تبصرة المبتدی و تذکرة المنتهی و ...
اما آنچه در اين يادداشت میخواهم متذکر شوم اين است که:
با اين که اطلاع از کتابهايی که صدر الدين قونوی در اختيار داشته و از آنها استفاده میکرد همانند هر انديشمند ديگری برای شناخت او و فرهنگ و وضعيت علمی آن دوره از اهميت بسزائی برخوردار است اما صرفا با اين دستنوشته نمیتوانيم به محتوای کتابخانۀ قونوی دست يابيم.
بخش زيادی از آثار به جای مانده از قونوی را جُنگها و مجموعههايی تشکيل داده که هر کدام از آنها گاه مشتمل بر بيش از ده رساله و کتاب کوچک و بزرگ است و قونوی برای معرفی آنها صرفا به ذکر يک يا دو عنوان از آثار کفايت کرده است. به عنوان مثال عنوان هفدهم در فهرست دستنوشت قونوی چنين ثبت شده است: «مجموع آخر من كلام شيخنا ايضا رضى الله عنه، يشتمل على عدة كتب منها اشارات القرآن فى عالم الانسان و شرح مشكل كتاب خلع النعلين و غيرهما» و حال آنکه در اين مجموعه افزون بر دهها يادداشت که توسط خود صدر الدين قونوی و ابن عربی نوشته شده است دوازده رسالۀ مستقل وجود دارد که قونوی خود در برگ نخست آنها را چنين فهرست کرده است:
1. إشارات القرآن في عالم الإنسان للشيخ الأعظم رضي الله عنه
2. کتاب الجلالة أيضا له رضي الله عنه
3. رسالة المقنع أيضا له رضي الله عنه
4. کتاب أسرار الخلوة أيضا له رضي الله عنه
5. کتاب شرح خلع النعلين أيضا للشيخ رضي الله عنه
6. کتاب المقصد الأسمی في الکنايات للشيخ أيضا رضي الله عنه
7. الأحاديث المعروف بالأنباری لأبي بکر محمد بن جعفر
8. خطبة لأمير المؤمنين علي بن أبي طالب رضي الله عنه المعروف بالقاصعة
9. ديوان ابن الفارض رحمة الله عليه
10. رسالة في العشق لغير الشيخ
11. کتاب المبشرات للشيخ رضي الله عنه
12. رسالة في النجوم
همچنين پانزدهمين اثر از اين مجموعه چنين معرفی شده است: «مجموع آخر من كلام شيخنا رضى الله عنه فيه الشواهد و تاج التراجم و اصطلاح الصوفيه و غير ذلك» اين مجموعه که يکی از آثار نفيس کتابخانۀ قونوی است به خط ابن عربی بوده و مشتمل بر آثار ذيل است:
1. کتاب فضل شهادة التوحيد و وصف توحيد الموقنين
2. کتاب الباء للشيخ
3. کتاب خطبة في کيفية ترتيب العالم وشکله
4. حلية الأبدال
5. کتاب تاج التراجم في إشارات العلم و لطائف الفهم
6. يادداشتی که در آن بخشی از کتاب البياض و السواد نقل شده است
7. کتاب الشواهد
8. يادداشتها و اشعاری از ابن عربی
9. کتاب الجلالة
10. کتاب ثمانية و ثلاثين و هو کتاب الأزل
11. فصل الکلام في قوله تعالی لا تدرکه الأبصار
قونوی برای معرفی اين مجموعه نيز از نام دو رساله «الشواهد و تاج التراجم فی اصطلاح الصوفيه» استفاده کرده و چون محقق محترم به اصل رساله دسترسی نداشته ذيل الشواهد مینويسد:
«شايد بتوان آن را المواهب خواند اما به هيچ يک از دو قرائت در فهرست آثار ابن عربی نيامده و ظاهرا تنها منبع ذکر آن همين فهرست است.» و حال آنکه عثمان يحيحی اين کتاب را با عنوان کتاب شواهد الحق فی القلب معرفی کرده و تصريح میکند که نسخۀ ان به خط ابن عربی در کتابخانه يوسف آقا قرار دارد (مؤلفات ابن عربی تاريخها و تصنيفها ص 398)
البته عدم دسترسی به اصل آثار قونوی باعث شده تعيلقات متعددی بر اساس حدس و گمان نگارش يابد که در اين فرصت مجال پرداختن به آنها نيست مقصود اينکه ما در شناخت کتابخانۀ قونوی تنها به اين فهرست نمیتوانيم اکتفاء کنيم.
محققان ترک که به اين فهرست دسترسی نداشتند بيشتر برای شناخت آثار صدرالدين قونوی به سراغ اسناد اوقاف که در آن گزارشاتی از کتابخانۀ قونوی ارائه شده رفتهاند. و چندين مقاله تا به حال در اين زمينه نگارش يافته است
مقالۀ Sadru'd-din Konevî Kütüphânesi ve Kitapları"" پرفسور ميکائل بايرام/ مجلۀ معارف قونيه/ سال 2002
و مقالۀ Sadreddin Konevi’nin Yusuf Ağa Kütüphanesinde بکير شاهين مدير کتابخانۀ منطقهای قونيه/ در سايت KONYA ARAŞTIRMALARI
و اخيرا نيز در مقالهای با عنوان Sadreddin Konevî Kütüphânesindaki Kitaplar / نوشتۀ اغور آلتوغ/ مجلۀ بين المللی تحقيقات اجتماعی/ سال 2016 اين اسناد مورد بررسی قرار گرفته است.
کتابخانۀ صدرالدين در سال 673 مصادف با رحلت او در قونيه تاسيس شد هر چند بر اساس وصيتنامهای که از او داريم بايد بخشی از کتابها به شام فرستاده میشد و بخشی به فروش میرفت و هزينۀ آن انفاق میشد اما بعد از رحلت او آثار شيخ در کتابخانهای که در کنار مزار وی تاسيس شده بود قرار گرفت که به درستی از علت آن اطلاع نداريم و احتمالا وی در وصيتنامۀ خود تغييری داده باشد و تا جائی که میدانيم وقفنامهای در آغاز اين کتابها به اين صورت نگارش يافته:
«وقف الشيخ الإمام العالم الراسخ صدرالدين ابوالمعالی محمد بن اسحق بن محمد هذا الکتاب علی الدار الکتب المنشأة عند قبره لينتفع به سائر المسلمين الانتفاع المباح لهم في الشرع وشرط أن لا يخرج منها البتة جملة واحدة لا برهن ولا بغيره والشرط أملک وأحق بالوفاء» در عبارات و نوع خط اين وقفنامهها اختلافاتی وجود دارد که نشان میدهد توسط افراد متعددی نوشته شدهاند که در اين يادداشت سه نمونه از اين وقفنامهها تقديم خواهد شد.
کتابخانۀ قونوی در سال 880 در دورۀ سلطان فاتح دوم توسط اوقاف صورتبرداری شد که حدود دويست کتاب در آن وجود داشت و اين کتابها بر اساس گزارش اوقاف در سال 1316 ق 256 عنوان و در سال 1325ق 267 اثر بوده است که اين اعداد نشان از جابجائی و تغيير و تحول در اين کتابخانه دارد بر اساس گزارشاتی که محققان ترک از اسناد اوقاف ارايه کردهاند عناوين کتابها با فهرستی که خود قونوی از کتابخانهاش نوشته تفاوتهای زيادی دارد.
در زمان صورتبرداری اوقاف از کتابهای اين کتابخانه به احتمال زياد بخشی از آثار مهم مشتمل بر دستنوشتههای ابن عربی و صدرالدين قونوی در کتابخانه قرار نداشت که احتمالا در دست عالمانی بود که از گوشه کنار جهان برای استنساخ آثار ابن عربی و قونوی در قونيه به سر میبردند به خصوص که شبههای در مورد تحريف آثار اين دو مطرح بوده چنانکه عبدالوهاب شعرانی در قرن دهم به اين امر اشاره کرده و تصريح میکند که فتوحاتی که در مصر شايع شده با آنچه در قونيه به خط شيخ است تفاوت زيادی دارد.
البته در طول بيش از هفتصد سال بخشی از اين کتابها نيز از بين رفته است و بخش باقيمانده از آن در سال 1926 ميلادی به کتابخانۀ تازه تاسيس يوسف آقا منتقل شد و در سالهای اخير کتابخانۀ يوسف آقا نيز تعطيل شده و تمامی آثار آن با شمارۀ جديد اما با عنوان مشخص به کتابخانۀ«Bölge Yazma Eserler Kütüphanesi» منتقل شده است لذا شمارههای که در آثاری همچون «مؤلفات ابن عربی تاريخها وتصنيفها» وجود دارد همه عوض شدهاند و دسترسی به آثار قونوی کمی سخت شده است اما با اين حال به نظر میآيد با قدردانی از زحمات همۀ محققانی که در اين عرصه فعاليت کردهاند به خصوص دوست فاضل جناب آقای مکارم اما آنچه در مورد کتابخانه قونوی صورت گرفته با کاری که افرادی همچون اتان کلبرگ در مورد کتابخانۀ سيد طاوس انجام داده فاصلۀ زيادی دارد و لازم است کاری در خور صدرالدين قونوی انجام گيرد.